X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : جمعه 20 شهریور 1394 در ساعت 13:40
نویسنده : nira
عنوان :

یک اپلیکیشن خیلی باحال !!!

از قدیم گفتن احتیاج مادر اختراع هستش. ولی من کلا می گم احتیاج مادر اکتشاف و خلاقیته!!! بعد  از نصب اینستاگرام واقعا هر کاری کردم نتونستم باهاش  ارتباط برقرار کنم. می دونین انگار ادم وسط یه اتاق شیشه ای باشه و صد تا چش دارن تا هم فیها خالدونشونو نگاه می کنند. 

در نتیجه رفتم گوگل پلی رو گشتم به دنبال اینکه یه اپلیکیشن بهتر یعنی حداقل مطابق با اعصاب و روان خودم پیدا کنم و از طرفی من ترجیحم اینکه بیشتر مخاطبان خارجی باشند تا ایرانی. راستش رو بخواین من خیلی احساس بهتری دارم وقتی وسط خارجیها اعم از چینی و افریقایی و هندی و افغانی و پاکستانی هستم. ساعتها می تونم حرف بزنم و خوشحال باشم. ولی با ایرانی ها تقریبا گفتگو رو غیر ممکن می دونم چون هدف از گفتگو که قرار نیست قد و وزن و عکس قدی دادن باشه. ممکنه یه گپ دوستانه باشه...قرار نیست کسی شماره بده ...تا تو بخوای اینو به یک ایرانی حالی کنی ممکنه اعصابت کلا داغون باشه. خلاصه بعد از دانلود و نصب چند تا اپلیکیشن ...یه دونه اپ پیدا کردم ریتش هم بالا بود .. یکم سرعتش پایینه ولی بسیار جالبه. یه سری گروه با عنوانهای مشخص داره ..که اپلیکیشن تو رو به طور پیش فرض عضو اونا می کنه و تو خودت نخواستی لیو می دی. بعد تمام ادمها از سراسر دنیا داخلش پست می ذارن...مثلا توی گروه غذا خیلی ها غذایی که امروز خوردن  رو با عکسش می ذارن...مثلا رفتن رستوران یا خودشون درست کردن. بعد بقیه میان لایک می کنند یا کامنت می دن. بعد هم کسی دنبال فالور و لایک خوردن و اینا نیست...مثلا اگه هزار تا کامنت بشه افتخاری داره..... و جالب اینکه جمعیت ایرانیش بسیار کمه فقط یه دونه گروه ایرانی بود که طبق معمول پر بود از اینکه از اصفهان کسی هست...کسی فلان می خواد.....بهمان می خواد !!  فقط تنها نکته اش  اینه که تا حدی باید زبان انگلیسی بدونی...هیچ جاش جز اون یه گروه فارسی نیست...

من خودم توی یه گروه بود همه ی دخترها توش می نوشتن من فلانی هستم از فلان جا هر سوالی داری ازم بپرس و خانوما و اقایون از کشورهای دیگه ازش می پرسیدن ...مثلا مذهبت چیه؟ اوقات فراغت چه می کنی؟! از این سبک سوالها...

و من تنها ایرانی ای بودم که توی این گروه پست گذاشتم. بعد یه مکزیکیه اومد ازم پرسید به نظرت تهران بهتره یا مکزیکو سیتی؟ 

یکی اومد پرسید: ایران کشوره؟  

یکی اومد گفت مذهبت چیه؟ ....

یه گروه دیگه هم بود که من خیلی حال کردم باهاش : هر چی می خواهد دل تنگت بگو..بود ! اینقدر حس خوبیه...تو یه چیزی رو می نویسی که هیچ جا و هیچ کس نمی تونی بگی...بعد یه عده می خونن و احساسشون رو می گن....می ترسم دیگه نیام وبلاگ بنویسم. چون اینجا هم با محدودیت مواجه ام ولی توی این اپلیکیشن انگار وسط ممکلت ازادم!

- اسم اپلیکیشن رو نمی گم !! می خوام نگه دارم واسه خودم توش راحت باشم...:))))))))))))))))))))))

نظرات (2)
زمان ثبت : سه‌شنبه 24 شهریور 1394 ساعت 01:14 [لینک نظر]
نویسنده : اعصاب من
امتیاز : 0 0
زمان ثبت : شنبه 21 شهریور 1394 ساعت 11:17 [لینک نظر]
نویسنده : عاصی
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
به جان عاصی به جان نیرا حلالت نمیکنم اسمشو به من نگی!!
پاسخ:
هاهاااا پول می گیرم اسمشو بگم :))))
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :