X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
زمان ثبت : پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 در ساعت 20:46
نویسنده : nira
عنوان :

ترور !

ادمه دیگه ! از بس که مطالب مختلف می خونی وقتی توی خیابون که میری مثل عقاب مواظب اطرافت هستی. در واقع نوعی فشار اجتماعی هستش که زنها همه احساس می کنند. از توهین و متلک تا عدم امنیت !! دیگه جزییاتشو نمی گم فکر کنم خودتون می دونین..

حالا دیروز کلاس داشتم سوار تاکسی شدم. من کم از تاکسی استفاده می کنم و حتما سعی می کنم خطی باشه یا اگه کنار خیابون باشم حداقل سعی می کنم از اونایی که ارم تاکسی داره یا رنگیه استفاده کنم. شخصی سوار نمی شم. جلو نشستم که راحت باشم.  کمی بعد مسافر عقبی پیاد شد و من با راننده تنها شدم به میدون فاطمی که رسیدیم من دیدم این راننده پیچید به سمت بالا..در حالی که قرار بود تا انتهای فاطمی رو بره.و خوب هیچ راننده ای برای رفتن به انتهای فاطمی نمی ره به سمت خیابونهای شمالی میدون که اکثر خلوت هستند. وضعیت رو چک کردم شیشه سمت من پایین بود و در هم باز بود. کیف پولم دستم  گرفتم به طوری که متوجه نشه طوری نگهش داشتم که بتونم با گوشه نوک تیز ضربه بزنم و بعد درو باز کنم و بپرم بیرون!!! یعنی می خوام بگم ته ژانگولری بود وضعیتم و با دیدن تغییر مسیر هر نوع احتمالی رو دادم حالا یا خبری بود یا نبود..بعد در عین که در حالت اماده باش بودم خیلی خونسرد پرسیدم چرا از این طرف رفتید؟ و ببینم اگه جواب نامربوط می ده همون ژانگولر مربوطه بشم و از خودم دفاع کنم که جواب داد انتهای فاطمی دور زدن سخته از انتهای این خیابون دوباره بر می گردم به فاطمی!!

خیابونه کمی بالاتر از خیابون فاطمی در می اومد...و من کمی خیالم راحت شد و یه نفسی کشیدم ! شاید شما بگید وقتی در ماشین بازه و شیشه ها پایینه خطر خیلی جدی نمی تونه باشه اما این سبک اتفاقا فقط در عرض چند ثانیه رخ می ده...

بچه ها از دیروزداشتم به این اتفاق خیلی کوچیک و خیلی بی اهمیت فکر می کردم و به این نتیجه رسیدم که این ضمیر ناخودآگاه ماست که ترس توش نهادینه شده و اونم به این دلیله که هر روز در معرض همه چیز قرار می گیریم بدون اینکه بخوایم یا دوست داشته باشیم. 

- بچه ها الان وقت مهاجرت پرنده هاست....اینقدر اسمون قشنگ می شه که حد نداره.. دسته دسته پرنده تو اسمون در حال رفتن هستند. وقت و بی وقت می تونی ببینیشون..البته توی تهران که نه...ولی توی شمال کنار ساحل اگه نشستید به اسمون دقت کنین...حس خیلی خوبی به ادم می ده...ردیفی پرواز می کنن..ارتفاعشون از سطح زمین خیلی زیاده...

- ترولی دیپلی مدلی...........................................................................................................................................

توی این جای خالی بالا به اندازه یه کتاب حرف هست!! 

- الان می بینم چقدر راحت با اینجا انس گرفتم...فکر نمی کردم جایی مثل بلاگفا بشه !!!

- شما جای من بودید هم اینجوری می کردید یا من زیادی فیلم اکشن دیدم؟


نظرات (6)
زمان ثبت : شنبه 14 شهریور 1394 ساعت 01:32 [لینک نظر]
نویسنده : j.a
وب/وبلاگ :
امتیاز : 0 0
واییییی خخخخخ....آدرسمو اشتباه گذاشتم!!!میخواستم به دخترخالم بفرستم لینک اون مطلبو:-) :-) :-)
بعد درمورد نظر مهندس جنین فکرمیکنم از وبلاگ آلما توکل نقل قول کرده ان:-)
پاسخ:
حالا کامنت تو هیچی !
یعنی می خوای بگی یه ادم بیکاری می ره وبلاگ یکی دیگه..کامنت یه نفر دیگه رو کپی می کنه بعد به اسم و ادرس همون ادم می ذاره؟!؟!؟!!؟
داریم همچین ادمایی خدایی؟؟!؟!!؟ خب چرا نظر خودشو نمی نویسه؟!!؟!؟
زمان ثبت : جمعه 13 شهریور 1394 ساعت 13:29 [لینک نظر]
نویسنده : اعصاب من
امتیاز : 0 0
سلام
فک کنمتاثیر همون فیلم اکشنهاست
منم جای شما بودم در حالت اماده باش قرار میگرفتم ولی نه در این حد استرس و ترس
بعد طرفای میدون فاطمی خیلی شلوغه، احتمالش کمه یارو دیوونه بازی دربیاره!
پاسخ:
خوب توی میدون هفت تیر و ونک ساعت 12 ظهر چنین اتفاقاتی افتاده.. الزاما به شلوغی و خلوتی ربطی نداره !!! :)
زمان ثبت : جمعه 13 شهریور 1394 ساعت 00:28 [لینک نظر]
نویسنده : j.a
امتیاز : 0 0
برای منم یبار همچین چیزی شده بود که داشتم از استرس میمردم که آخه به من گفتن نباید از رو پل بره،این چرا داره از رو پل میره؟!
پاسخ:
اهاا..پس بقیه هم اینجوری می شن !
زمان ثبت : پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 ساعت 22:46 [لینک نظر]
نویسنده : سهیلا
وب/وبلاگ : http://nanehadi.blogsky.com
امتیاز : 0 0
بلاگ اسکای هم خوبه فقط ارور کدهاش آدم رو میکشه
پاسخ:
ریااا نباشه هااا
ولی من یه مدته ارور ندیدم :))))
زمان ثبت : پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 ساعت 21:45 [لینک نظر]
نویسنده : مهندس جنین
وب/وبلاگ : http://jenin.blogsky.com
امتیاز : 0 0
اون روز یک متنی رو می‌خوندم راجع به آزارهایی که توی ایران به زن‌ها میدن. مثل همین چیزا. من خودم به عنوان یک مرد ایرانی واقن شرمنده شدم! یک جاش نوشته شده بود با دیدن من خودشون رو به در و دیوار می ‌مالونن!
پاسخ:
خب تقصیر همه ی مردها نیست..واقعا
ببخشید اون خط اخر رو نفمیدم.. با دیدن من خودشونو به در و دیوار می مالونن یعنی چی؟؟؟
زمان ثبت : پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 ساعت 20:52 [لینک نظر]
نویسنده : salam
امتیاز : 0 0
شما هم مث مایی پس.از بلاگفا اومدی به بلاگ اسکای.خوبه...
پاسخ:
آری !! :)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :